حميد احمدى
189
تاريخ امامان شيعه ( فارسي )
تاريخ امامت امام صادق عليه السلام جعفر بن محمد عليه السلام امام ششم شيعيان در سال 83 هجرى متولد شد . « 1 » مادر او فروه دختر قاسم بن محمد بن ابىبكر است . وى از سال 114 - 148 در بحرانىترين اوضاع جهان اسلام ، امامت و رهبرى شيعيان را برعهده داشت ؛ چرا كه شكلگيرى جنبش عباسيان و سقوط دولت امويان در اين دوره قرار دارد . امام صادق عليه السلام شخصيت ممتاز علمى و اخلاقى عصر خود ، مرجعيت علمى ، فكرى و اخلاقى مسلمانان و شيعيان ، تكميلكننده نهضت علمى و فرهنگى امامان پيشين و نيز بنيانگذار مكتب جامع حقوقى و فقهى شيعه است . شيخ مفيد ، انديشمند بزرگ اسلامى مىگويد : در ميان علماى اسلام از كسى به اندازه امام صادق عليه السلام حديث نقل نكردهاند . « 2 » از امام صادق عليه السلام افزون بر علوم حديث و فقه ، در ديگر مسائل علمى و سياسى نيز معارف ارزشمندى به يادگار مانده است . از اين رو ، وى بهحق بنيانگذار مكتب علمى شيعه است . انتقال امامت به امام صادق عليه السلام آغاز دوران جديد در تاريخ شيعيان اماميه به شمار مىرود كه فرصتى مناسب براى بيان قواعد اين مذهب و انسجام آن پيش آورد ؛ چرا كه اين دوره ، هم از جهت سياسى و هم از نظر فرهنگى ، در خور توجه بود . از نظر سياسى ، اين دوره عصر انتقال حكومت از بنىاميه به بنىعباس بود . در واقع اين نزاع مقدارى از فشارهاى وارد به امام عليه السلام و شيعيان را در مقطعى كاست . با اين همه نبايد در اين دوره از پيچيدگى اوضاع و وقوع بسيارى از حوادث تاريخساز ، نهضتهاى خشونتآميز ، نتايج طبيعى فعاليتهاى مختلف تحت جريانها و تلاشهاى انقلابى و نيز مواضع غيراصولى و سازشكارانه اهل حديث و توجيهگران غافل ماند . از حيث فرهنگى ، عصر امام صادق عليه السلام دورانى بود كه بيشتر علوم اسلامى از جمله فقه و حديث تدوين و منتشر شد و علم كلام نيز كه بنيانگذاران آن تحتتأثير علوم يونانى بودند ، مجال بروز يافت . امام صادق عليه السلام در ميان امامان شيعه عليهم السلام به دليل چنين فرصت و موقعيتى ، براى انتشار علوم اهلبيت عليهم السلام و از سويى ديگر در دفاع از مذهب شيعه در برابر ساير فِرق مسلمانان و نيز در مقابل غُلات و ملحدان بسيار كوشيد .
--> ( 1 ) . بنگريد به : محمد بن على بن حسين بن بابويه قمى ، معانى الأخبار ، تصحيح علىاكبر غفارى ، ص 65 . ( 2 ) . محمد بن نعمان ( شيخ مفيد ) ، الاختصاص ، به كوشش علىاكبر غفارى ، ص 166 .